تبلیغات
اگــــر تنهــــآ ترین تنهــــآ شـــوم . . . - دعا کنید

اگــــر تنهــــآ ترین تنهــــآ شـــوم . . .

تو را من چشم در راهم...

دعا کنید

سلام بچه ها حالتون خوبه؟

امروز خیلی حالم گرفت همش داشتم از خدا سوال میپرسیدم ولی هیچ جوابی نشنیدم آخه خدا چطور دلش اومدم این کارو بکنه؟

امروز رفتم خونه زن داییم آبجیش هم اونجا بود. دختری تپل, سفید که چشمان بزرگش زیباییش رو دوچندان کرده بود میگم بود چون دیگه نیست بیچاره چند ماه پیش فهمید سرطان داره اول بهش نگفتن گفتن یه مریضی جزییه ولی وقتی متوجه غیرعادی بودن رفت و آمد به دکتر شد فهمید که سرطان داره.دختری 20 ساله دختری که...

دختری که متوجه شد سرطانش بد خیمه دختری که هرروز متوجه لاغری خودش میشد بیچاره انقدر رزیم گرفت که لاغر بشه ولی نشد ولی خدا اینطوری لاغرش کرد.

زینب خیلی عوض شده بود. نگاش رو ازم گرفت و دستمال کاغذی برداشت و اشکاش رو با دستای لرزونش پاک کرد دستای زینب رو خیلی دوست داشتم آخه سفید و تپلی بود ولی الان چی فقط استخوان های دستش مشخص بود زینب دیگه زیبا نبود حس کردم اون دیگه عادت کرده به این شرایط انگار خودش میدونست دیگه رفتنیهخیلی خودم رو کنترل کردم که رفتارم تغییر نکنه اما تنفس واسم خیلی مشکل شده بود

خدا...

 

بچه ها واسش دعا کنید دعا کنید خدا شفاش بده عاجزانه ازتون درخواست میکنم واسش دعا کنید


زینب رفت



[ سه شنبه 24 آبان 1390 ] [ 18:03 ] [ م قربانی ] [ نظرات() ]