تبلیغات
اگــــر تنهــــآ ترین تنهــــآ شـــوم . . . - بخاطر تولدم

اگــــر تنهــــآ ترین تنهــــآ شـــوم . . .

تو را من چشم در راهم...

بخاطر تولدم

داشتم با خواهرم تلفنی حرف میزدم بچه هاش هی‌ میومدن از هم شکایت میکردن

 

خواهرم ام برگشت بهشون گفت دارم با تلفن حرف میزنم برین همدیگه رو بزنین: |

 

فک و فامیله داریم؟

امروز لبم باد کرده بود مامانم به بابام گفت منو اذیت کرده لبش باد کرده

 

من : :|

 

بابام به مامانم : تو کیو اذیت کردی دماغت انقد شده ؟

 

من و بابام : :)))))))

 

مامانم به بابام : تو کیو اذیت کردی قدت کوتاه شده ؟

 

من و مامانم : :))))))

 

شستن همدیگرو پهن کردن رو طناب

 

می خواستم بگم همچین بنیان سستی داره خوانوادمون

 

فک و فامیله داریم؟

 

 

 

 

خاستگار اومده خونمون بابام میگه خون گرمی پسرتون برا ما خیلی مهمه

 

مثلا شما دوتا گوسفند رو در نظر بگیرین که می خوان باهم زندگی کنن!!!!

 

پسره ی بدبخت نفهمید از کجا خورده منم که تا نصف شب

 

به گوسفند مورد علاقه ام فکر می کردم!!!!!

 

خداییش شما بگین فک و فامیله ما داریم؟؟!!!!

 

 

 

 

خانوم همسایه خطاب به خواهرم:

 

سمیرا جان خوشحال شدم نامزد کردی

 

وااای مرسی .. منم همینطور

 

خانوم همسایه: :-|

 

ما : )

 

خواهرم: :- |

 

فک و فامیله داریم.

 

 

 

زمانی كه داداشم میرفت مدرسه

 

 شبها با جوراب و شلوار لی میخوابید كه صبح 5 دقیقه دیرتر بیدارشه...

 

فک و فامیله داریم؟

 

 

 

داداشم میخواست تو یه شرکتی استخدام بشه رفت مصاحبه

 

فرداش زنگ زدن که بیا

 

.وقتی رفت یه کاغذ بهش دادن گفتن برو هشت هزار تومن واریز کن بیا.

 

داداشم خوشحال گفت: بابت مقدمات استخدام؟ :)

 

مدیره یه نیگا کرد بهش و گفت:نخیر بابت مقدمات خرید یه لنز ذره بین جدید

 

برای درب ورودی که تو دیروز آدامستو موقع رفتن چسبوندی روش.

 

دوربین فیلمتو گرفته الاغ :|

 

من :||

 

داداشم : [

 

فک و فامیله داریم؟


 

 

گلاب به روتون ما یه بار در حد انفجار بودیم

 

رفتم دیدیم برق دستشویی روشنه حدود نیم ساعت دم در توالت

 

بیریک دنس رفتم اخر فهمیدم داداشم رفته بود دسشویی یادش رفته بود

 

برق و خاموش کنه!!!

 

فک و فامیله داریم؟؟؟؟؟؟

 

 

 

 

ب مامانم گفتم

 

میخوام تشکیل خانواده بدم

 

گفت مگه الان خونواده نداری

 

گفتم چرا ولی اون خونواده یه چیز دیگس

 

گفت پس منظورت اینه ما خونواده خوبی نیستیم آره دلم خوشه پسر بزرگ کردم

 

حیف اون همه زحمت پسره چش سفید پاشو از جلو چشام گمشو

 

من:o

 

بازم من:|

 

بازم من:(

 

آخه فک و فامیله من دارم؟!

 

 

 

 

امروز از برنامه Google earth پشت بوم خونمون رو پیدا کردمو نشون مامانم دادم!

 

حالا یه نقطه سیاه پیدا کرده با کلی ذوق و شوق میگه:

 

این منم دارم لباس پهن میکنم !

 

بعدم که بابام اومد،مامانم با ذوق موضوع رو بهش گفت !

 

بابام اومده میزنه پسِ گردنم میگه:

 

بی غیرت! چرا عکس مامانتو میذاری تو اینترنت ؟!

 

من :|

 


 

رفتم با غم فراوون به مامانم گفتم شیشکی منو دوس نداره.

 

محکم زد تو سرم،جوری که داشتم با مغزمیرفتم کف سرامیک.

 

میگم چرا زدی؟

 

میگه تا بفهمی چقدر دوست داریم.

 

اشک تو چشام جمع شد که فهمیدم دوسم دارن اما اینا که ابراز میکردن من نمیفهمیدم.

 

 

دو ساعت واسه بابام توضیح دادم که آره اگه شیشه جلو ماشین پایین باشه

 

چون باد از روبه رو میاد شتاب ماشین رو میگیره و مصرف میره بالا

 

دقیقا این کار ضررش از روشن کردن کولر بیشتر مصرف داره.

 

پس شیشه بالا که کولر بزنیم؟

 

دم بابام گرم،وقتی فهمید که منطقی میگم گفت شیشه عقب هم بیار پایین

 

تا باد بره بیرون شتابو نگیره.

 

از این همه درک من که دیگه گرمایی حس نکردم.

 

 

 

 

وقتی تازه سگ خریده بودم بابام خیلی تریپ تمیزی برمیداشت

 

هی به من میگفت وقتی به سگه دست میزنی بعدش دستتو بشور

 

منم یه بار بش گفتم مگه خودت میشوری که هی به من میگی بشور؟

 

میگه چی فک کردی من وقتی به توام دست میزنم میرم دستامو میشورم!!!

 

من:|

 

بابام:))

 

 

 

 

بابام اومده بهم میگه :

 

پاشو برو ماشین رو بزن تو پارکینگ

 

میگم : بابا به خدا خسته م ، نمی تونم !!

 

میگه : ده تومان می دم برو ، منم خسته م.....

 

میگم : بیخیال .... ده تومان میدم خودت برو ....

 

پاشده شلوارش و می پوشه و میگه مرد نیستی اگه ندی

 

پای مردونگیم موندم ده تومان پیاده شدم بهش دادم !!!

 

داد میزنه میگه : خانوم پاشو بیا بریم بستنی بخوریم !!!!!

 

من :|

 

بابا : )

 

خانواده س داریم ما :|

 

 

 

جاتون خالی رفتیم خونه دختر عمم با هزار عشوه و ادا

 

بهم شربت نمیدونم چی چی تعارف کرد

 

گفتم خودت درست کردی؟

 

با کوله باری از احساس جواب داد بله نوش جااااااان!!!

 

اول تو دلم گفتم جااااااان؟؟؟

 

و بعد بهش گفتم پس ممنون نمیخوام.

 

یعنی باید بودین و قیافشو میدیدینا!!!!

 

 

پسر خالم خونمون بود داشتیم فیلم میدیدیم که یهو یه سوکس بدو بدو اومد طرف من

 

منم پریدم بالای مبل د جیغ بکشتا پسرخاله بکشدش

 

که ناگهان اونم پرید بالا شروع کرد جیغ کشیدن تازه با صدای بلندتر

 

فک وفامیله داریم؟

 

 

 

 

دیشب میخواستم برم دستشویی بابام از پشت صدام کرد گفت:

 

بیا ببین این چیه تو چشم رفته؟ تا اومدم نگاه کنم

 

منو هل داد خودش رفت دستشویی... من :|

 

 

 

 

یه روز مامان بزرگم که یک کم حواس پرتی داره ازم پرسید

 

کدوم دبیرستانی پسرم؟

 

اون موقع من لیسانسمم گرفته بودم ولی برا اینکه دلشو نشکنم گفتم

 

دبیرستان دكتر شریعتی.

 

مامان بزرگم هم نه برداشت و نه گذاشت

 

سریع گفت:خاک تو سرت کنن پسر که با 24 سال سن

 

هنوز داری تو دبیرستان در جا میزنی

 

از بچگیت میدونستم خنگی

 

 

 

 

دیشب خسته بودم وسط هال ولو شدم ، خوابم برد

 

نصف شبی یه لحظه احساس کردم نفسم بالا نمیاد و دارم خفه میشم

 

جد و آبادم اومد جلو چشم!! افتادم به سرفه کردن و نفس نفس زدن

 

قشنگ اینقد سرفه کردم که بنفش شدم

 

یکم که تونستم نفس بکشم تو اون تاریکی نگا بالا سرم کردم

 

دیدم بابام وایساده داره هر هر میخنده!!

 

همینجوری، مات و خواب زده پرسیدم

 

چیه؟!؟ چی شده؟؟

 

با خنده و خیلی ریلکس گفت:هیچی ندیدمت، پام رفت رو گردنت

 

بخواب بخواب!!! :|

 

فک و فامیله ما داریم......


[ پنجشنبه 23 آذر 1391 ] [ 23:10 ] [ م قربانی ] [ نظرات() ]