تبلیغات
اگــــر تنهــــآ ترین تنهــــآ شـــوم . . . - آن سیب گاز زده

اگــــر تنهــــآ ترین تنهــــآ شـــوم . . .

تو را من چشم در راهم...

آن سیب گاز زده

تو به من خندیدی نمیدانستی من به چه دلهره ازباغچه همسایه، سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلود به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی وهنوز ، سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان میدهد آزارم و من اندیشه کنان غرق در این پندارم

که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت

حمید مصدق1343

جواب زیبای فروغ فرخزاد به حمید مصدق         

من به تو خندیدم چون که می دانستم تو به چه دلهره از باغچه ، همسایه سیب را دزدیدی

 پدرم از پی تو تند دوید و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه پدر پیر من است

 من به تو خندیدم تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من وسیب دندان زده از دست من افتاد به خاک دل من گفت :برو چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تورا...

ومن رفتم وهنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام حیرت وبغض تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق در این پندارم که

چه می شد اگر باغچه خانه  همسایه ما سیب نداشت



[ جمعه 11 فروردین 1391 ] [ 11:21 ] [ م قربانی ] [ نظرات() ]